روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند
خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت :
می آید ُ من تنها گوشی هستم که
غصه هایش را می شنود
و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد
و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست.
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند
گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
" با من بگو از انچه سنگيني سينه توست."
گنجشك گفت "
لانه كوچكي داشتم ،
ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام .
تو همان را هم از من گرفتي .
اين توفان بي موقع چه بود ؟
چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود ؟
و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست.
سكوتي در عرش طنين انداز شد .
فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت " ماري در راه لانه ات بود .
خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند.
انگاه تو از كمين مار پر گشودي .
گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.
خدا گفت " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم
از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود .
ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت.
هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد



دراین دنیای بیکران آدمیان زار و ناتوان
جنگ و قحطی و طوفانها حیران کرده پیر و جوان
دلها تپد ز اضطراب آینده گشته چون سراب
ابر تیره در آسمان چیره شده بر این جهان
آه ای مسیح بازگشت نما آرامی و امید ما رویم با تو سوی سماء
آه ای مسیح آه ای مسیح بازگشت نما
فرمان او را بشنوید کلامش هر جا رسانید
فرصت نباشد بیش از این پیش از ظهور تخت نشین
فرموده او بیدار شوید انتظارها به سر رسید
سوی ابرها نگاه کنید فرزند خدا را بینید
این است امید پرجلال که او زداید هر ملال
پاک نماید اشک غمها ز چشمان گریان ما
جفاها پایان پذیرد شادیها جایگزین شوند
پروانه وار به دور او گردیم و بال و پر زنیم













پس از زندگی که کردم و فکر می کردم آبرومندانه بود و
زمان زیستن روی زمین برایم پایان یافته بود. اولین چیزی
را که به یاد می آورم این بود که روی نیمکتی در اتاق
انتظار نشسته بود ، اتاقی که فکر می کنم دادگاه بود.
درها باز شدند و من به درون اتاق راهنمایی شدم تا
پشت میز دفاع بنشینم.
به اطراف نگاه کردم و" شاکی"را دیدم او آدمی با نگاهای
شرور بود که به من با خشم و غضب خیره شده بود به
راستی او شرورترین کسی بود که تا به حال دیده بودم.
نشستم، به سمت چپ نگاه کردم، وکیلم را دیدم، مردی
مهربان با نگاههای آرام بود که ظاهرش آنچنان آشنا بود
که گویی او را می شناختم. درى در گوشه ی اتاق با
حركتى باز شد و قاضى در ردایی بلند ظاهر شد.
حضورى پرهیبت داشت كه به حق، سزاوارآن بود.
هنگامى كه در اتاق قدم ميزد نميتوانستم چشم از او
بردارم.
وقتى كه پشت ميز نشست گفت: "خوب، شروع
ميكنيم."
شاكى بلند شد و گفت: "اسم من شيطان است و اكنون
اينجا هستم كه به شماها بگويم چرا اين زن
جهنمی است. " او دروغ هايى كه من گفته و چيزهايى
كه دزدیده بودم را بيان كرد و در مورد اشخاصى كه من در
گذشته فریبشان داده بودم صحبت كرد.
شيطان از انحرافات اخلاقى بدى كه روزى در زندگي من
بود سخن مي گفت. هر چه او بيشتر صحبت مي كرد
بيشتر از خجالت آب ميشدم. آنقدر شرمنده بودم كه نمي
توانستم به كسى حتى به وكيلم نگاه كنم، زيرا شيطان
از گناهانی صحبت ميكرد كه من حتى آنها را به كلى
فراموش كرده بودم. به همان اندازه كه از شيطان به
خاطره گفتنِ اين چيزها در زندگيم دلخور بودم، از وكيلم
هم ناراحت بودم كه آرام و بدونِ هيچ اقدام دفاعی
نشسته بود. ميدانستم كه به خاطر آن اعمال گناهکارم
اما كارهاى خوبى هم در زندگيم انجام داده بودم، آيا
حداقل آنها نمی توانستند با بعضى از اعمال بد من
مساوى باشند، كه آنها را از بين ببرند؟ شيطان با
عصبانيت حرفش را اينگونه تمام كرد: "اين زن جهنمی
است، او متهم به همه گناهانی است كه من گفتم و
شخص ديگرى كه غير از اين را ثابت كند وجود ندارد."
وقتى كه نوبت به وكيلم رسيد در ابتدا اجازه خواست كه
پشت ميز بروم. قاضى با وجود مخالفت هاى شديدِ
شيطان به وكيلم اين اجازه را داد و با دست به او اشاره
كرد كه جلو بيايد. هنگامى كه وكيلم بلند شد و قدم ميزد
ميتوانستم او را در شكوه و جلال کاملش ببينم. تازه
متوجه شدم كه چرا او آنقدر برايم آشناست، او مسيح
بود كه وکالت مرا به عهده گرفته بود، خداوند و نجات
دهنده من! او پشت ميز ايستاد و به نرمى به قاضى
گفت: "سلام پدر"
و سپس برگشت و حضار درون دادگاه را مورد خطاب قرار
داد : "حرف شيطان در مورد اينكه، اين زن گناه كرده،
درست است، من هیچ یک از اين اظهارات را رد نمى كنم
و ...بله...مزد گناه مرگ است و اين زن مستحق مجازات
است."
مسيح نفس عميقى كشيد، به سمتِ پدرش برگشت و
در حالى كه دستانش را باز كرده بود گفت: "من روى
صليب جان دادم تا اين شخص زندگى جاودان داشته
باشد و او مرا به عنوانِ نجات دهنده خود پذيرفته است
پس او به من تعلق دارد.
"خداوندِ من ادامه داد:" نام او درکتاب زندگى نوشته شده
است و هيچكس نمى تواند او را از من برباید.
شيطان هنوز به اين مطلب پى نبرده است، اين زن قرار
نيست مجازات شود بلكه باید بخشیده شود. "
هنگامى كه مسيح نشست، به آرامى مكثى كرد، به
پدرش نگاه كرد و گفت: " كار ديگرى باقى نمانده است،
هر كارى را كه لازم بود تماماً انجام دادم."
قاضى دست قویش را بالا برد و چكش را به ميز کوبید و
با صداى بلند اين سخنان بر زبانش جارى شد:
"اين زن آزاد است، مجازات گناهانش قبلا به صورت كامل
پرداخت شده است. اين مورد پذيرفته نيست."
هنگامى كه خداوندم مرا به خارج از آنجا راهنمايى ميكرد
صداى داد و حوار شيطان را ميتوانستم بشنوم كه
ميگفت: "من تسليم نمى شوم، براى نفر بدى پيروز
ميشوم. "
همچنان كه مسيح مرا براى كارهاى بعديم راهنمايى
ميكرد از او پرسيدم: " تا حالا شده كه در مورد شخصى
هم شكست خرده باشى؟ "
مسيح خنده ی محبت آميزى كرد و گفت: " هر كس
كه نزد من آید و از من بخواهد كه مدافع او شوم حکمی
همانندِ تو دريافت ميكند، حکمی كه بهای آن قبلاً به طورِ
كامل پرداخت شده است."

آیا شما همانند این زن مسیحی در دادگاه عدالت خدا پیروز می شوید ؟
شما که مسیحی نیستید چه کسی را بعنوان مدافع خود انتخاب کردید ؟








شکر و سپاس بر خداوند ما که خدای فرصت های دوباره است.اگر در پایان یک روز به این نتیجه رسیده اید که روز خوبی را پشت سر نگذاشته اید به خاطر روزهای جدیدی است که خداوند برای جبران روزهای از دست رفته به ما هدیه می دهد، او را سپاسگذار باشیم.همچنین سپاسگذار باشیم که خداوند هفته های نو و ماههای نو را برای جبران هفته ها و ماههای از دست رفته به ما به رایگان هدیه میدهد.جلال بر نام تو ای پدر که این سال نو را برای جبران سالهایی که مطابق اراده تو زندگی نکردیم به ما بخشیدی و این فرصت دوباره را به ما عطا کردی که بتوانیم در یک شروع دوباره در سال جدید با افکار و رفتار نو مطابق اراده تو و تحت هدایت روح مقدس تو زندگی کنیم و شاگردانی شایسته برای تو باشیم.(آمین) دوست عزیز اگر شما به هر دلیلی اینگونه تصور میکنید که جدای از روز و ماه وسال تمام زندگی خود را در گذشته از دست داه اید و اکنون نا امید به گذشته خود چشم دوخته اید اگر فکر میکنید در زندگی به آخر خط رسیده اید برای این موضوع هم راه حلی وجود دارد وآن راه حل مسیح خداوند میباشد که در او تولدی دوباره است برای کسانی که به نام او ایمان اوردند:((واما به ان کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند یعنی به هر که به اسم او ایمان اورد .که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم بلکه از خدا تولد یافت))انجیل یوحنا باب اول ایات ۱۲ و ۱۳. دوست گرامی اکنون میتوانید با ما اینگونه دعا کرده و با پذیرش مسیح در قلب و زندگیتان تولدی نو یافته و آن را با تمام تار وپود وجود خود احساس کنید زیرا که وعده های خداوند حقیقی هستند. †«خداوندا، اعتراف میکنم که شخصی گناهکارم. اعتراف میکنم که با قدرت خود و یا کارهای نیکم نمیتوانم نجات بیابم و رستگار شوم. ایمان دارم که تو بهخاطر گناهان من بر روی صلیب مردی، در قبر نهاده شدی و پس از سه روز از میان مردگان برخاستی. ایمان دارم که تو زنده هستی و این اقتدار را داری که گناهان مرا ببخشی و مرا در پیشگاه خدا نیکو بشماری. تقاضا دارم مرا بپذیری و طبق وعدهات زندگی جدیدی به من ببخشی.خداوندا میخواهم مطالبی را که درکشان دشوار است برایم بگشایی و در زندگی راهنمای من باشی.باقی روزهای زندگی ام را میخواهم برای خداوند عیسی مسیح زیست کنم. حضور روح القدس تو را بر زندگی ام میخواهم از اینکه دعای مرا شنیدی متشکرم، آمین.»† دعای ما و شما در نام عیسی مسیح به بالا(آسمان،نزد پدر) می رود و برکت،فیض،سلامتی،خوشی خداوند از بالا به پایین در وجود ما ریخته می شود.


((زيرا خدا جهان را آنقدر محبت نمود كه پسر يگانه خود را داد تا هر كه به او ايمان آورد هلاك نگردد ، بلكه حيات جاوداني يابد)) يوحنا 3: 16
بله خدا را شكر مي كنيم كه نجات را براي ما فراهم كرد. آيه فوق به خوبي نشان مي دهد كه خدا چگونه محبت خويش را به ما عطا فرمود . بله خدا با فرستادن كلمه حيات بخش خود كه كتاب مقدس از او به عنوان پسر خدا نام مي برد حيات جاويدان را به ما عطا فرمود.نام آن منجي عيسي است البته اين بدين معنا نيست كه بعد از آمدن عيسي مسيح همه به خودي خود از چنگال گناه آزاد شدند بلكه خداوند فرمود كه هركس به نام پسرش ايمان آورد و بر زبان اعتراف كند كه مسيح خدا و خداوند است نجات يابد.
شايد با توجه به اينكه اكثر شما دوستان تا به حال با كتاب مقدس و مساله تثليث اقدس آشنايي نداشته ايد براي شما عبارت پسر خدا كمي عجيب به نظر برسد . توضيح دادن در مورد تثليث خود مقالات و پستهاي زيادي را مي طلبد كه به اميد خداوند در پستهاي آينده در باب تثليث نيز با شما دوستان صحبت خواهيم كرد. اما به طور خلاصه بيان كنم كه عيسي مسيح پسر روحاني خداست و خود او خداست. اينچنين است محبت خدا ، بله خدا خود براي نجات بشر لباس جسم پوشيد و بر روي زمين آمد و نام خود را عيسي نهاد.
اجازه دهيد نجات خدا براي انسانها را از كتاب مقدس مورد بررسي قرار دهيم:
((همه گناه كارند و از جلال خدا كوتاه مي آيند)) روميان 23:3
آيه فوق به صراحت مي گويد كه همه انسانها گناه كارند و احكام قدوس خدا را شكسته اند. هيچ انساني نيست كه گناهي مرتكب نشده باشد. حتي زماني كه كتاب مقدس را ميخوانيم پي مي بريم كه حتي پيامبران بزرگ خدا نيز از جمله موسي داود سليمان ابراهيم و ... چارچوب احكام خدا را شكسته اند. پس همه ما گناه كاريم و طبق حكم خدا مزد گناه مرگ است.
خدا اين وضعيت غم انگيز و كناه الود ما را ديد و از روي محبت بسيار زياد خويش تصميم گرفت كه خود به داد ما برسد. اما خداوند براي نجات ما چه كرد؟
خداوند به خاطر ما انسانهاي گناه كار خود لباس جسم پوشيد و دقيقا مانند ما شد و او دختري باكره و با ايمان يهودي به نام مريم را براي اين كار عظيم انتخاب كرد.
آري خداوند از رحم يك دختر باكره به اين جهان آمد. البته اين را نيز بدانيم كه خداوند خود اراده فرمود تا بدين شكل بيايد و او براي اين كار مريم را انتخاب كرد.
خداوند زماني كه به صورت يك انسان به اين جهان آمد نام خود را عيسي نهاد. او تنها انسان بي گناه بر روي زمين بود كه نهايتا به خاطر ما بر روي صليب جان عزيزش را داد تا خون او كفاره گناهان ما باشد. و اين طور بود نقشه خدا براي نجات ما انسانها!
اما شايد بهتر باشد بازهم چند آيه از كتاب مقدس را در باب همين موضوع نجات خدا توسط پسرش عيسي مسيح مورد استفاده قرار دهيم:
(( زيرا مزد گناه مرگ است ، اما عطاي خدا حيات جاويدان در خداوند ما عيساست ))
( روميان 6: 23 )
(( او ( عيسي ) خود كفاره گناهان ماست ، و نه گناهان ما فقط ، بلكه گناهان تمامي جهان نيز ))
( اول يوحنا 2:2 )

(( اما به همه كساني كه او ( عيسي ) را پذيرفتند ، اين حق را داد كه فرزندان خدا شوند، يعني به هر كس كه به نام او ايمان آورد )) ( يوحنا 12:1)
2) اما جاي بسي خوشحالي است كه خداوند قدوس و پر محبت كاري براي ما انجام داده است تا ما نجات يابيم و وارد آن جاي وحشتناك نشويم.او دست ما را گرفت و ما را از چنگال گناه و شيطان نجات داد. بله كار مسيح پسر خدا بر روي صليب حيات نو و جاويدان ابدي را به ما عطا مي كند اگر و تنها اگر به او به عنوان نجات دهنده، خداوند و مالكمان ايمان آوريم.
3) مرگي كه بايد شامل ما ميشد را عيسي مسيح بر دوش خودش گرفت تا اين بار سنگين و مرگ بار از روي دوش ما برداشته بشود و ما از چنگال گناه و شيطان آزاد بشويم . و خون مسيح بر روي صليب شوينده گناهان تمامي مردم جهان است. اينگونه است نجات خدا يك قرباني براي همه!


اغلب مردم می پرسند چرا باید یک نفر مجازات دیگر افراد را با دادن جان خود پرداخت نماید؟
سوال جالبی است چون اگر قرار بود انسانی بجای انسانهای دیگر مجازات شود پس عدالت خدا کجا است؟
اما دوستان حقیقت چیز دیگری است
چون در صورت خدا بود با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد لیکن خود را خالی کرده صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد و چون در شکل انسان یافت شد خوشتن را فروتن ساخت و تا به موت بلکه تا به موت صلیب مطیع گردید
عهد جدید رساله پولس رسول به فیلیپیان باب 2 آیه 6-8
بله دوستان
او کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود همان در ابتدا نزد خدا بود همه چیز به واسطه او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت در او حیات بود و حیات نور انسان بود
انجیل بوحنا باب 1 آیه 1-4
و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد پر از فیض و راستی و جلال اورا دیدیم جلالی شایسته پسر یگانه پدر
او آمد تا گمشده را بجوید و آنرا نجات بخشد
حقیقتا باید خود خداوند برای انسان گمشده که راهش را پیدا نمی کرد کاری انجام میداد
وقتی انسان گناه را تجربه کرد از حضور قدوس خدا بیرون رفت و فکر کرد که خودش به تنهایی می تواند زندگی خوبی داشته باشد و دیگر نیازی به خدا ندارد
اما در گناهان خود ماند و بر آنها افزود و گناهان بیشتری مرتکب شد
و نیاز به یک نجات دهنده داشت که او را از آن دریای پرتلاطم زندگی آزاد کند او نیاز به معلم شنا نداشت بلکه به ناجی قریق نیاز مند بود که خود را در آن دریا رها کند و او را نجات بخشد

او را نه صورتی و نه جمالی می باشد و چون او را می نگریم منظری ندارد که مشتاق او باشیم خوار و نزد مردم مردود و صاحب غمها و رنج دیده و مثل کسی که رویها را از او بپوشانند و خوار شده که او را به حساب نیاوردیم
لکن او غمهای ما را بر خود گرفت و دردهای ما را بر خویش حمل نمود و ما او را از جانب خدا زحمت کشیده و مضروب و مبتلا گمان بردیمو حال آنکه به سبب تقصیر های ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید و تادیب سلامتی ما بر وی آمد و از زخمهای او ما شفا یافتیم
جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هر یکی از ما به راه خود برگشته بود و خداوند گناه جمیع ما را بر وی نهاد
او مظلوم شد اما تواضع نموده دهان خود را تگشود مثل بره ای که برای ذبح می برند و مانند گوسفندی که نزد پشم برنده اش بی زبان است
همچنان دهان خود را نگشود او به جهت گناه قوم مضروب گردید و قبر او را با شریران تعیین نمودند و بعد از مردنش با دولتمندان
هرچند هیچ ظلم نکرد و در دهان وی حیله ای نبود
اما خداوند را پسند آمد که او را مضروب نموده به دردها مبتلا سازد چون جان او را قربانی گناه ساختآنگاه ذریت خود را خواهد دید و عمر او دراز خواهد شد و مسرت خداوند در دست او میسر خواهد بود ثمره مشقت جان خیش را خواهد دید و او به معرفت خود بسیاری را عادل خواهد گردانید زیرا که او گناهان ایشان را بر خویشتن حمل خواهد نمود
بله دوستان عیسی آمد تا گناهان بشر را بر خود حمل کند تا ما از گناهان خود برگشته و در حضور خداوند زندگی شاد و پیروزمندی را تجربه کنیم
به همان زندگی که انسان اولیه یعنی آدم و حوا نزد خداوند داشتند
ماموریت عیسی مسیح همان است که جانهای ما را نجات بخشد و ما را با پدر آسمانی که همیشه منتظر بازگشت فرزند است صلح ببخشد
او باید می آمد و دردها و غمها و خستگی ها و گناهان ما را به جان می خرید و ما را از اسارت آنها آزاد می ساخت
بیایید نزد من ای تمامی گرانباران و زحمتکشان و من شما را آرامی خواهم بخشید و آرامشی را که من به شما می دهم نه دنیا میتواند دهد و نه قدرت گرفتن آنرا از شما دارد

انجیل متی باب 11 آیه 28

عیسی
مسیح بهخاطر ما جان خود را داد و از مردگان برخاست تا ما بتوانیم حیات نو و
زندگی تازه را بدست آوریم .
عيسی مسيح به خاطر من و تو مصلوب شد. در قيام او از مردگان انسان نو تولد شد.
در اين رابطه پولس رسول می فرمايد که:
»گرچه
به علّت خطاهای خود مرده بوديم ما را با مسيح زنده گردانيد (از راه فيض خداست
كه شما نجات يافته ايد.) «
( ا
فسسيان 5:2).
پس قيام عيسی مسيح از مردگان در نجات انسان از ا هميت فوق العادۀ برخوردار
است. بدون قيام عيسی مسيح از مردگان، تولد تازه یی وجود نمی داشت. دررساله اول
قرنتیان می بینیم که پولس رسول می فرماید: »اگر
مسیح زنده نشده باشد، هم بشارت ما بی فایده است و هم ایمان شما.«
(
اول قرنتیان 14:15)
این يک واقعیت تاريخی است که عيسی مسيح از مردگان قيام کرد و توسط قيام او ا
نسان نو تولدشد.
پيام عيسی مسيح، پيام نجات می باشد که تمام خلقت را در بر می گيرد. کلام خدا از
انسان نو و خلقت تازه سخن می گويد »
کسی
که در مسيح است خلقت نو است، هر آنچه کهنه بود در گذشت و اينک همه چيز نو شده
است «
(
دوم قرنتيان 17:5)
عيسی مسيح خداوند که بعد از مرگ بر
روی صليب
و دفن شدن دو باره زنده شد، حالا نیز زنده است.
او در دروازه قلب شما ايستاده است و در را می کوبد و می خواهد که داخل قلب و
زندگی شما شود.در
انجيل شريف نوشته شده :
»من
پشت در ايستاده در را میکوبم، اگر کسی صدای مرا بشنود و در را باز کند داخل
ميشوم و با او نان خواهم خورد و او نيز با من.«
(مکاشفه ٣: ٢٠) او میخواهد تمام گناهان شما را ببخشد، رابطه و مشارکت واقعی
و بسيار نزديک را بين شما و خدای قدوس برقرار سازد و به شما حياتی جديد و ا بدی
را ببخشد.
قیام عیسی مسیح امید و اطمینان و قدرت و شادی را برای ما به ارمغان آورده
است.
پس ما میتوانیم زندگی را با طرز جدید و روحیهای نو ادامه بدهیم. به عیسی
مسیح نگاه کنیم که
در کنار
ما ایستاده و ما را به نام صدا میکند. شما میتوانيد در، قلب تان را بر روی
عيسی مسيح باز کنيد و زندگی جاويدان را نصيب شويد. در عيد قيام مسیح، ما
یکجا
با شما عزيزان در اين واقعيت خوشی می کنيم که
تمام ما نجات دهنده زنده یی را
با
خود داريم که بر تاريکی پيروز گرديد ، ما خداوندی را
با
خود داريم که ما را از مرگ ا بدی نجات داد و مشارکت ما را با خدا بر
قرار نمود، او بر گناه و مرگ پیروز گردید.
من در اين ايام خجسته برای شما عزيزان
برکات فراوان
آرزو می نمايم و نيز دعای من اين است که خداوند
حقیقی
با قلب شما صحبت کند و شما را برای جلال دادن نام
خود مجهزتر سازد.
هنگامی که عیسی مسیح بخاطر گناهان ما مصلوب شد
و خون پاکش را برای جریمه گناهان ما پرداخت
هنوز سه روز نگذشته بود که از مردگان برخواست و زنده شد !
تمام پیشگویی های انبیای پیشین
تورات موسی و کتاب های انبیا و زبور داود عملی شد
او در این مدت چهل روز پس از مرگش بارها و بارها خود را به رسولان ظاهر ساخت و
در آخرین دیدارش فرمود :از شهر اورشلیم بیرون نروید و منتظر روح القدس باشید
همان هدیه ای که پدرم وعده اش را داده و من نیز درباره اش سخن گفتم .
با روح القدس تعمید خواهید یافت و به قدرت الهی مجهز خواهید شد
و قدرت خواهید یافت
در تمام نقاط دنیا درباره مرگ و زنده شدن من شهادت دهید .
و تمام قومها را شاگرد من سازید و ایشان را به اسم پدر و پسر و روح القدس
غسل تعمید دهید و به ایشان تعلیم دهید تمام دستوراتی را که به شما داده ام
اطاعت کنند
و اینک تا انقضای عالم همیشه همراه شما هستم !
آمین
پس از پایان سخنانش در مقابل چشمان رسولان به سوی آسمان صعود کرد
و در ابری ناپدید شد
رسولان هنوز خیره مانده بودند که متوجه دو مرد سفید پوش شدند که
فرمودند :ای مردان جلیلی چرا اینجا ایستاده اید و به آسمان خیره شده اید ؟
عیسی به آسمان رفت و همانگونه که رفت یک روز نیز باز خواهد گشت
مسیح بما یاد داد همدیگر را محبت کنیم یوحنا
(۱۵)ـ۱۲ـ۱۷) حکم من این است که یکدیگر را محبت کنید چنانکه من شما را
محبت کرده ام محبتی بیش از این وجود ندارد که کسی جان خود را در راه
دوستانش فدا کند دوستان من شمایید اگر انچه به شما حکم می کنم انجام دهید
دیگر شما را بنده نمی خوانم زیرا بنده از کارهای اربابش اگاهی ندارد بلکه
شما را دوست خود می خوانم زیرا هر انچه از پدر شنیده ام شما را از ان اگاه
ساخته ام شما نبودید که مرا بر گزیدید بلکه من شما را برگزیدم و مقرر
داشتم تا برویدو میوه اورید ومیوه شما بماند تا هر چه از پدر به نام من
درخواست کنید به شما عطاکند حکم من به شما این است که یکدیگر را محبت کنید

اگر ایمان نیاورید که من مسیح فرزند خدا هستم
در گناهانتان خواهید مرد .
او که گناه نشناخت در راه ما گناه ساخت و به سبب گناهان ما کوفته گردید و مجروح شد و تا به موت صلیب رفت مانند گوسفندی که نزد پشم برنده اش می برند تسلیم بود زیرا به همین جهت به جهان آمد تا اراده پدر برای نجات ما انسانهای سقوط کرده از نسل آدم و حوای سقوط کرده را به انجام رساند



خوشابحال آنان كه نياز خود را به خدا احساس مي كنند، زيرا ملكوت آسمان از آن ايشان است
خوشابحال ماتم زدگان ، زيرا ايشان تسلي خواهند يافت.
خوشابحال فروتنان ، زيرا ايشان مالک تما م جهان خواهند گشت.
خوشابحال گرسنگان و تشنگان عدالت ، زيرا سير خواهند شد.
خوشابحال آنان كه مهربان و باگذشتند، زيرا از ديگران گذشت خواهند ديد.
خوشابحال پاکدلان ، زيرا خدا را خواهند ديد.
خوشابحال آنان كه براي برقراري صلح در ميان مردم كوشش مي كنند، زيرا ايشان فرزندان خدا ناميده خواهند شد.
خوشابحال آنان كه به سبب نيک كردار بود ن آزار مي بينند، زيرا ايشان از بركات ملكوت آسمان بهره مند خواهند شد.
هرگاه بخاطر من شما را ناسزا گفته ، آزار رسانند و به شما تهمت زنند ، شاد باشيد.
بلي، خوشي و شادي نما ييد، زيرا در آسما ن پاداشي بزرگ در انتظار شماست.
بدانيد كه با پيامبران گذشته نيز چنين كردند.
خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی يابد . یوحنا ۳: ۱۶
